از صبح روز تولد خاله فرشته مهربون اومد کمک مامانی و تفلکی کلی خسته شد. مامانی میگه خیلی کمک کرد. خاله جونم دستت درد نکنه.![]()
تولد ساعت ۵ و نیم شروع شد و تقریبا" به جز دو تا خاله بقیه اومده بودن: خاله فرشته، خاله نجمه، خاله مریم، خاله زینب، خاله فهیمه، خاله مینا، خاله ناهید، دو تا از خاله های همسایه و همراه با کلی بچه : طاها، تارا، مارال، نادیا، رومینا، مهدیه، سبحان، علی، ارمیا و... .
یه عالمه هم کادو واسم جمع شد. ![]()
![]()
مامانی سه مدل غذا درست کرده بود. البته غذاها از نوع عصرونه بود: سالاد ماکارونی- اسنک و سالاد اولویه. میوه هم سیب بود و خیار و شلیل. تازه مامانی واسه بچه ها کلی خوردنی هم خریده بود. یه هدیه کوچولو واسه همه بچه ها تدارک دیده بود تا دلشون نسوزه و به همشون هم شاباش داد. از مدتها قبل عمو پتروس (محمد)، واسم پول نو آورده بود و مامانی هم روشو خوشگل کرده بود تا به عنوان شاباش بده بچه ها تا یادگاری نگه دارن.
فشفشه بازی کردیم، هجوم بردیم اتاق بابا و مامان و کلی شلوغی کردیم، نقاشی بازی کردیم، برف شادی داشتیم و خلاصه همه کار کردیم. خیلی خوش گذشت. خیلی حال داد. جای همتون خالی. به ویژه جای عمه نسیم مهربونم.
اینم از عکساش:
کیک خوشگل تولدم
دوستای من توی تولد
اینم از من با کلاهم
مامانی میوه ها و غذا رو اینجوری چیده بود. البته توی عکس، همه نوشیدنی ها و خوردنی ها معلوم نیست.
و در نهایت عکسهای شلوغ کاری ما توی اتاق بابا و مامان که خیلی کیف داد