توسط دخترم
| جمعه چهاردهم آبان ۱۳۹۵ | 11:1
سلام دوستان. من دلارام خانومم و خیلی خوشحالم که بابایی دیروز رفت موجهای آبی و من بعد از مدتها به آرزوم رسیدم و رفتم به کلوپ پاندا یعنی پاتوق دوران کوچولوییهام
. اونم با کی ؟ با دوست خوشگلم رومینا
. که هم توی زبان و هم مهدکودک با هم همکلاسیم و با هزار وعده و وعید میتونن ما رو از هم جدا کنن.
. اونم با کی ؟ با دوست خوشگلم رومینا
. که هم توی زبان و هم مهدکودک با هم همکلاسیم و با هزار وعده و وعید میتونن ما رو از هم جدا کنن.
دیروز مامانی مهربونم حسابی منو سورپرایز کرد. چون اولا" نگفته بود که میخواد منو ببره کلوپ پاندا و من دم در خونه خودم حدس زدم و فهمیدم و از اون مهمتر اینکه نمیدونستم رومینا میخواد بیاد و وقتی رومینا رو دیدم که داره سوار ماشیم ما میشه خیلی خیلی خوشحال شدم. وقتی رسیدیم پاندا، متوجه شدیم که یه بازی تعادلی جدید اونجا گذاشتن که من تا حالا انجام نداده بودمش واسه همینم رفتیم سراغ اون که خیلی کیف داد. اینم از عکساش. راستی امروز صبح هم با خاله ناهید و رومینا و چندتا از دوستای می می جونم رفتیم سرزمین آفتاب.


دیروز به بابایی گفتم: بابایی من یه جاهیش میترسیدم اما مامانی از اونجاهاش عکس نگرفت





