توی دو روزی که تبریز بودیم واقعا" خوش گذشت هر چند از اردبیل بیشتر خوشمون اومد. کلی هم توی خیابوناش گم شدیم. آخه انقدر پل داشت که گوگل مپ دیگه قاطی کرده بود.
ایشالا توضیحات بیشتر در موررد سفر رو در کنار عکسا میدم.
اول از همه رفتیم به لاله پارک و توی هایپرمارکتش چند تا کیک خریدیم.

بعد هم رفتیم واسه خرید. عااااااااالی بود.

یه دختر خسته توی لاله پارک.

و البته یه دختر گرسنه

وقتی رسیدیم به مهمانسرا، من و مامانی خوابیدیم اما دلارام ناز علی رغم تذکرات فراوون ما نخوابید و موقع بیرون رفتن که حدود 5 و 6 عصر بود گفت خستم و نمیام. واسه همینم دعوا شد. اینم صحنه هایی از گریش. (قربونش برم)


برنامه اول ما رفتن به بافت سنتی و قدیمی تبریز بود. جایی که بازار قدیمی، خیابون تربیت، خانه مشروطه و کلی موزه دیگه بود. متاسفانه تمام موزه های تبریز ساعت 5 عصر تعطیل میشن و ما نتونستیم به جز خانه مشروطه جای دیگه ای رو بازدید کنیم. چون روز بعد سفرمون در تبریز هم جمعه بود وجمعه ها هم تعطیلن.
اینم از خانه مشروطه: حس خوبیه بودن توی جایی که زمانی بزرگای مشروطیت اونجا دور هم جمع میشدن




از خونه مشروطه راه افتادیم به سمت خیابون تربیت که یه خیابون سنگ فرشه با کلی مغازه کیف و کفش فروشی
یه میدون نزدیک خیابون تربیت


اینم تربیت که دخترکم یه کفش خیلی شیک و عالی کاسب شد. یه بستنی سنتی هم خوردیم که هنوزم مزش زیر زبونمه.

بعد هم رفتیم به میدون ساعت. میدونی که سخنرانای زیادی رو در طول تاریخ به خودش دیده. شانس هم اوردیم. چون در حال تعطیل شدن بود که رسیدیم.


شب وقتی رسیدیم به مهمانسرا که کلی گم شده بودیم و خسته و داغون بودیم. دخترکم که خواب بود. ما هم کالباسی که خریده بودیم رو خوردیم.
روز دوم جمعه بود. تصمیم گرفتیم بریم و سوغاتی هه رو بخریم و البته دلارام رو ببریم یه پارک که بازی کنه. چون کوچولوئه و خستگیش با بازی در میره. واسه همینم رفتیم به خیابون ولیعصر


توی پارک یه گربه باحال بود که از کیف ما آویزون میشد (به قول دخترکم: نیشول). دلارام حسابی حال کرد.







از اونجا رفتیم به مجتمع تجاری که الان اسمش یادم نیست اما چسبیده به خیابون سنگ فرش ولیعصر بود. هم دخترکم صاحب کلی لباس شد و هم سوغاتی خریدیم.



بعد هم واسه نهار رفتیم به یکی از بهترین رستورانهای تبریز: رستوران گازماخ (یعنی ته دیگ). وای که چه کبابی چه ته چینی. قابل توضیح نیست.


بعم هم برگشتیم به سوییتمون تا استراحت کنیم و دخترک من در جا یکی از لباسای جدیدشو پوشید (دختره دیگه



و البته اینبار خوابید

بعد از ظهر که شد دیگه اشتباه نکردیم که ماشینو با خودمون ببریم. با تاکسی و اتفاقا" با یه قیمت خیلی خیلی خوب رفتیم به ایل گلی. جایی که گل سر سبد تبریزه و از هز جای شهر، به سمت اونجا تابلو زده.




توی ایل گلی رفتیم به کافی شاپ باکلاسش توی ساختمون وسط دریاچه و اب میوه خوردیم و بستنی. البته خیلی خیلی شیرین بود.




بعد هم دور زدیم و اطراف رو نیگاه کردیم و کلی عکس گرفتیم





تفریح آخرمون در تبریز هم ، قایق موتوری سواری در دریاچه ایل گلی بود که واقعا" حال داد. بعد هم برگشتیم به مهمانسرا و اضافیای نهار رو به عنوان شام خوردیم و خوابیدیم تا فردا صبح بریم به تهران. جایی که حسابی منتظرمون بودن