راستی از تبریز تا تهران کلی عوارض دادیم توی عوارضی ها ولی آخراش فهمیدیم بعضیاشو الکی پرداخت کردیم و کافی بود رسیدهای پرداختی رو بعضی جاها ارائه می دادیم نه پول


عصر رسیدیم تهران و کلی همگی خوشحال شدن. 22 مرداد در تهران بودیم و واسه اولین بار طبق برنامه قبلی، ماشین رو تحویل قطار دادیم که تجربه خوبی بود.
روز 23 مرداد هم با قطار صبا ساعت 8 صبح به سمت مشهد اومدیم. قطار فوق العاده عالی با تلویزیونی مخصوص هر صندلی و کلی فیلم و کارتون. پذیرایی عالی و صندلی های خیلی راحت.
و بالاخره سفر ما تموم شد. سفری با کلی خاطره عالی و به یادموندنی. البته تنها اشکال سفر این بود که روز آخر توی خونه بابابزرگ، از بارفیکس افتادی و دستت مویه برداشت. وقتی اومدیم مشهد گچ گرفتیم و البته کلی غصه خوردیم.
دلارام و پارسا در حال بازی با جعبه گاز جدید مامان بزرگ تهران


دلارام آسیب دیده و شیطون من


و اینم از قطار. دخترکم سفارش غذا داد ولی بیشترشو بابایی خورد.
