توسط بابا مجتبی
| پنجشنبه چهارم آبان ۱۳۹۶ | 12:36
دخترکم سلام. آخرین جمعه مهر 96، جمعه باحالی بود. با باغ وحش و رستوران قصر شروع شد و به رستوران گلشن - مهمون باباجونی- ختم شد. اینم بگم که وقتی باباجونی کلی اصرار کرد تا بریم بیرون، دیگه رومون نشد بگیم ما ظهر رستوران رفته بودیم. چون ترسیدیم فک کنه دورش زدیم.
در حالی که خداییش ما هیچ وقت باباجونی رو دور نمی زنیم ولی شرایط زمانیش جور نبود که با اون بریم رستوران قصر
در حالی که خداییش ما هیچ وقت باباجونی رو دور نمی زنیم ولی شرایط زمانیش جور نبود که با اون بریم رستوران قصر
بگذریم. خیلی خیلی خیلی بهمون خوش گذشت.

