نقاش کوچولوی بابا سلام. عیدت مبارک عسل من. بالاخره خونه تکونی تموم شد و بالاخره عید اومد. کوچولوی من، از عصر ۲۸ اسفند ما خونه تکونی رو شروع کردیم و در حالی که جنازه و داغون بودیم، ۲۹ اسفند ساعت ۱۱ شب کارمون تموم شد. فکر کنم توی عمرم اینجوری خونi تکونی نکرده بودم. ولی واقعا کیف داد. اتاقت نم زده بود و ما تصمیم گرفتیم کاغذ دیواری کنیم اما وقتی فهمیدیم قیمتش تقریبا ۱۲ برابر رنگ کردن میشه تصمیم گرفتیم رنگ کنیم. جالب اینجاست که آخرش همه جای اتاقت نو شد به جز همون قسمت نم زدگی. و مجبور شدیم جلوش کمد بزاریم.
کلی خندیدیم.
قسمتایی هم که تو رنگ کرده بودی بهتر شده بود اما رفت پشت کمد و تو هم میگفتی خیلی ممنونم که قسمتایی که من رنگ کردم رو بردی پشت کمد. ![]()
آشپزخونه و حال و دستشویی و حموم هم درجه ۱ شدن و فقط اتاق خواب ما یه ذره تمیز شد.
عسلکم تو خیلی کمک کردی.



.jpg)
